بیش تر بدانید (آرایه های ادبی- دوم و سوم راهنمایی)
تشخیص: هر گاه ویژگی های انسان را به غیر انسان نسبت دهیم « شخصیت بخشی » یا « تشخیص » می گویند.
نمونه هایی از تشخیص در ادبیات دوره راهنمایی:
شبنم از روی برگ گل برخاست گفت : می خواهم آفتاب شوم
دانه آرام بر زمین غلتید رفت و انشای کوچکش را خواند
غنچه هم گفت : گر چه دل تنگم مثل لبخند باز خواهم شد
جوجه ی کوچک پرستو گفت : کاش با باد رهسپار شوم
جوجه گنجشک گفت : می خواهم فارغ از سنگ بچّه ها باشم
جوجه ها ی کبوتران گفتند: کاش می شد کنار هم باشیم
آب با گام های استوار و امید وار شتابان می رفت تا خود را به دهان خشک زمین و صدها کشتزار سوخته و نگاه های پژمرده ی هزاران درخت تشنه برساند و در رگ های خشکیده ی جوی ها ی مزرعه و کوچه باغ ها ی مرده ، جاری گردد.
درختان سرسبز باغ شاد و خرّم را دیدم که شاخه های خویش را به آسمان بر افراشته بودند و دعا می کردند و کودکان پرنشاط گل بوته و نوجوانان امیدوار ذرت ها در گوش نسیم ، آمین می گفتند .
در این فصل زمین سر از خواب زمستانی بر می دارد.
بهار که می آید ، هر شاخه گویی دست خواهشی است که در طلب باران از زمین به آسمان برآمده است ، آسمان هم البتّه سخاوتمند می شود .
شاخه های درختان ، زیر بار میوه های تابستانی قد خم می کنند.
در پاییز برگ ها با وزش هر نسیم دست از دامن شا خه ها رها می کنند و رقصان در باد به زمین می ریزند.
پاییز با طبیعت وداع می کند و زمستان از راه می رسد و کوله بارش را که پر از برف و سرماست بر زمین می گذارد.
شاخه های جوان بی برگ زیر با رسنگین برف کمر خم کرده اند .
زمین نفس گرمی می کشد.
کرخه هرگز رنگ نباخت و بر خود نلرزید و آب بر لبش نخشکید و از هراس جنب و جوش خود را رها نکرد.
رودخانه ماند و نظاره کرد.